تبليغاتX
سینماگران

سینماگران

سینما و تئاتر

فيلم‌ سينماي "به همين سادگي" به‌كارگرداني رضا ميركريمي برگزيده‌ي جشنواره‌ي فيلم فجر عيد نوروز اكران عمومي مي‌شود. غلامرضا فرجي مدير پخش و مدير مركز خدمات سينمايي حوزه هنري  با اعلام اين مطلب گفت: قبل از برپايي جشنواره فيلم فجر با كارگردان فيلم نشستي داشتيم كه براي زمان اكران فيلم در نوروز به قطعيت رسيديم و در نشست ديگري درباره‌ي گروه سينمايي بحث خواهيم كرد.
وي ادامه داد: با روندي كه فيلم در جشنواره فيلم فجر داشت، قطعا اول سال 87 زمان مناسبي براي اكران اين فيلم است و قطعا اين فيلم كه تجربه جديدي است و فضاي جديدي را در فيلم‌سازي ايجاد كرده با استقبال همراه خواهد شد.
"به همين سادگي" با بازي هنگامه قاضياني، مهران كاشاني و نيره فراهاني در جشنواره بيست و ششم به عنوان بهترين فيلم شناخته شد و سيمرغ‌هاي بهترين بازيگري، بهترين فيلم‌نامه را دريافت كرد.
در خلاصه داستان "به‌همين سادگي" آمده است: «فردا براي امير روز مهمي است. او در يک مسابقه بين‌المللي معماري شرکت کرده و بايد در رقابت با شرکت‌هاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است که محيط آرامي در خانه برايش ايجاد کند،اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي که در همسايگي آنها در جريان است طاهره با مشکلات زيادي روبرو مي‌شود.»
ميركريمي گفته است: «عده‌اي تصور مي‌كنند مخاطب اصلي "به همين سادگي" خانم‌ها هستند اما من شدت به آقايان توصيه مي‌كنم اين فيلم را ببينند، چرا كه پيام اصلي فيلم متعلق و مربوط به آقايان است.»
گفتني است: اين فيلم با سرمايه‌گذاري مشترک ميرکريمي و سازمان توسعه سينمايي سوره حوزه هنري تهيه مي‌شود.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

رضا ناجي گفت: رقيب‌هاي من در جشنواره "برلين"، عالي‌ترين سوپراستارهاي دنيا بودند و خوشحالم كه توانستم آن‌ها را كنار بزنم و نام ايران را مطرح بكنم. اين بازيگر كه موفق به دريافت جايزه خرس نقره‌يي جشنواره فيلم برلين براي "آواز گنجشكها" شده است،  اظهار داشت: از ابتداي حضورمان در برلين خيلي‌ها اين شانس را به من داده بودند و خود من هم بعد از ديدن فيلم‌هاي ديگر احتمال مي‌دادم به عنوان بهترين بازيگر شناخته شوم. وي افزود: مردم برخورد بسيار خوبي با من داشتند و به شدت ابراز احساسات مي‌كردند و اين جايزه انعكاس زيادي در بين مردم و رسانه‌ها داشته است. ناجي با قدرداني از مجيد مجيدي كارگردان اين فيلم گفت: مجيدي كارگرداني بود كه من را كشف كرد و به من ميدان داد و حالا هم از اينكه به اين موفقيت رسيدم بسيار خوشحال هستم. اين بازيگر كه به همراه مجيدي در برلين به سر مي‌برد، بامداد سه شنبه وارد تهران خواهد شد. ناجي در فيلم "آواز گنجشك‌ها" در نقش يك كارگر مزرعه پرورش شترمرغ ايفاي نقش كرده است. اين بازيگر كه با "بچه‌هاي آسمان" مجيد مجيدي وارد عرصه‌ي سينما شد، در سالهاي اخير در فيلم‌هايي چون "باران"، "او"، "سرگيجه"، "باد در علفزار مي‌پيچيد" و... به ايفا نقش پرداخته است.

+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

«داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به‌ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.»
عليرضا داودنژاد در ادامه‌ي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق "سنتوري"  آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟
آن‌چه را مي‌توان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آن‌كه ناشي از اميال و اراده‌هاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آن‌چه را ما در قلمرو واقعيات‌ روزمره مي‌توانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضع‌گيري در مقابل قدرت و شيوه‌هاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آن‌ها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آن‌چيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران مي‌داند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف مي‌كند.»
اين كارگردان معتقد است: «در واقع اراده‌هاي ميليتاريستي كه از مالكيت كمپاني‌هاي اسلحه‌سازي نشأت مي‌گيرند و منافع خود را در آتش‌افروزي و سلطه‌جويي به دست مي‌آورند جهان را در انحصار تصميمات و علايق خود مي‌خواهند و "بايد" و "نبايد"‌هاي حاكم بر مناسبات انساني را بر همين پايه طراحي، تعريف و ترويج مي‌كنند. گرايش قدرت‌هاي ميليتاريستي به‌غلبه بر امر "سفارش" در توليدات فرهنگي از همين خاستگاه سرچشمه مي‌گيرد. آن‌چه "چارلي چاپلين" را در آمريكا مغضوب قدرت‌هاي انحصارطلب كرد، آزادگي اين هنرمند و گرايش او به احترام براي بني‌ نوع بشر بود. چنان‌كه "براندو" نيز در هاليوود مغضوب واقع شد، چراكه از تنوع فرهنگي دفاع مي‌كرد و ضمن مخالفت با براندازي فرهنگ‌هاي بومي با كليشه‌هاي جعلي ميليتاريستي در معارضه و كشمكش بود.»
داودنژاد نوشته است: «براي پي‌بردن به راز تولد و مرگ سينماهاي ملي در همه‌جاي جهان مي‌توان از همين زاويه به ماجرا نگريست. آن‌چه سينما مي‌تواند در حوزه‌هاي فرهنگي انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راه‌دادن به حيات واقعي تاريخي ملت‌ها در قلمرو توليد كالاهاي فرهنگي است.
ملتي كه بتواند آدم‌ها، روابط، برخوردها، حوادث و جريانات بومي خود را به طرزي زنده در آثار ديداري شنيداري بازسازي و ثبت نمايد و نظام ارزشي خود را نه فقط در قالب‌هاي نظري و فلسفي بلكه به‌صورت عمل زنده فردي و اجتماعي ارايه نمايد، در واقع گرماي حيات انساني را ضمانت تأثيرگذاري و بقاء و دوام فرهنگي خود قرار مي‌دهد و به اين ترتيب بديهي است كه دشمني سلطه‌جويان را برمي‌انگيزد و محكوم به مبارزه‌اي تمام‌عيار و همه‌جانبه و هميشگي با توطئه‌هاي آشكار و پنهان سلطه‌گران و سلطه‌مداران مي‌شود. اگر كساني هستند كه اين‌گونه توطئه‌ها را درنمي‌يابند بهتر است نگاهي به تاريخ بيندازند و به عيان مشاهده كنند كه چگونه سينماهاي بومي و ملي در شمال آفريقا و كشورهاي خاورميانه تا تركيه و ايران پامي‌گيرد و به محض رونق و تلألو توسط حكومت‌ها و مديريت‌هاي وابسته به مسير ركود و ورشكستگي و انقراض كشانده مي‌شود.»
داودنژاد آورده است: «گرايش به تمركز و انحصار در قدرت هيچ‌ پايگاه مستقلي را در قلمرو توليد فرهنگي تاب نمي‌آورد. مگر آن‌كه آن را با لطائف‌الحيل به انفعال و تقليد بكشاند و از اين طريق محصولات آن را خنثي، بي‌اثر و محروم از مخاطب كند.
واداركردن دولت‌ها، جناحات و مديريت‌هاي وابسته به ورشكست‌كردن توليد فرهنگي داخلي و راه بازكردن براي محصولات وارداتي چاره ناگزيري است كه جهان سلطه پيشاروي خود مي‌يابد و براي دسترسي به آن از هيچ‌گونه تلاش، سرمايه‌گذاري، بي‌رحمي و توطئه فروگذاري نمي‌نمايد.»
داودنژاد بيان كرد: «خانه‌نشين‌كردن‌ نيروهاي خوش‌قريحه و متخصص و خلاق، جدايي‌انداختن بين زندگي بومي و فيلم داخلي، سخت‌كردن امر توليد فيلم، كاهش پشتيباني رسانه‌اي و تبليغاتي، عقب‌ نگاه‌داشتن سخت‌افزاري، واگذار كردن بازارهاي ويدئويي و تلويزيوني و ماهواره‌اي به آثار خارجي و بالاخره غلبه‌بخشيدن به سلطه فيلم‌هاي خارجي در تالارهاي نمايش داخلي روندي قابل شناسايي است كه براي به زمين ‌زدن هنر و سينما در هر كشور مبتكر و خلاقي توسط سلطه‌جويان طراحي و اعمال شده و مي‌شود.»
اين كارگردان معتقد است: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نمي‌گويد، روياهاي شيرين و دست‌يافتني نمي‌آفريند، نور و سايه روشن و رنگ نمي‌فهمد، طراحي و معماري نمي‌شناسد و بالاخره از ايجاد تنوع در آيين‌هاي اجتماعي عاجز است، به فقر هنري و فرهنگي مبتلا مي‌شود و چاره‌اي جز انفعال و تقليد و تسليم در مقابل سلطه‌جويان پيدا نمي‌كند.
به اين ترتيب ما مي‌توانيم عملكرد افراد، گروه‌ها و مديريت‌ها را در شيوه برخورد آن‌ها با توليد كالاهاي فرهنگي داخلي ارزيابي كنيم و عواقب و آثار اين عملكردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملي بسنجيم و دربيابيم.»
كارگردان مصائب شيرين نوشته است: «آيا جرياناتي كه فيلم‌سازان نخبه ما را نشانه مي‌گيرند و بي‌اعتنا به شخصيت، عواطف و عمر محدود آن‌ها براي خدمت به سرزمين خويش هرگونه ضربه‌اي را نثار روح و روان و داشته‌هاي آ‌ن‌ها مي‌نمايند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ اين سرزمين تعريف نمي‌شوند و دانسته و نادانسته آب به آسياب قدرت‌هاي سلطه‌جو نمي‌ريزند و در جهت براندازي فرهنگي اين مملكت گام برنمي‌دارند؟ داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.
"هالو"، "دايره مينا"، "اجاره‌نشين‌ها"، "هامون"، "پري"، "سارا"، "ليلا"، "مهمان مامان" نمونه‌هايي ديگر از آثار اين فيلم‌ساز يگانه سينماي ايران است كه هر كدام خشتي ماندگار از بناي انكارناپذير سينماي ملي ما را ساخته و برجا گذاشته است.»
كارگردان "نياز" افزود: «ما اكنون مي‌شنويم كه داريوش مهرجويي، بعد از ناكام ‌ماندن از نمايش آخرين فيلم خود در سالن‌هاي سينماي كشور امروز بايد شاهد باشد كه دار و دسته‌هاي تبهكار و جاني همان فيلم را به تاراج مي‌برند و با انتشار ويديويي قاچاق آن مي‌روند كه به بهره‌برداري‌هاي ميلياردتوماني دست پيدا كنند و به دست خالي مهرجويي و ديگراني كه براي تهيه اين فيلم از جان و مال مايه گذاشتند، بخندند.»
داودنژاد آورده است: «شنيدن اين خبر چه احساسي را در شما برمي‌انگيزد و چه انديشه‌اي را از ذهنتان عبور مي‌دهد؟
آيا نحوه برخورد هريك از ما با چنين ماجراهايي نمي‌تواند پرده از نيت‌مان نسبت به مصالح و منافع ملي كشورمان بردارد؟ ضربه ‌زدن به يك هنرمند بي‌بديل و يك استاد كم‌نظير در حوزه فرهنگ ايران زمين چه كساني را غمگين و چگونه افرادي را شاد مي‌كند؟ آيا امكان دفاع جدي و مستمر از سينماي ايران وجود ندارد؟ ما براي بازگرداندن ده‌ها ميليون مخاطب به تاراج رفته توسط فيلم‌هاي ويديويي و ماهواره‌يي خارجي به بازار محصولات داخلي چه راه‌ و رسمي را در پيش گرفته‌ايم؟ آيا در جهان امروز اسلامي‌تر از سينماي ايران سينمايي وجود دارد؟!»

+نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

از ميدان وليعصر تا پاساژ تنديس تجريش، از انقلا‌ب تا امام حسين؛ حالا‌ ديگر همه <علي سنتوري> مي‌فروشند. مي‌گويند بدون سانسور است، كيفيت آينه. قيمت دو برابر دي‌وي‌دي‌هاي معمول- از 2 هزار تا 3 هزار- استدلا‌ل هم مي‌كنند؛ اولش است چند روز ديگر قيمت مي‌آيد پايين.چند نفر ايستاده بودند و باور نمي‌كردند. مي‌گفتند دوباره سي‌دي خالي مي‌فروشيد. فروشنده هم تاكيد مي‌كرد ما اينجا هستيم اگر خالي بود برگردانيد، اگر آينه بود برايمان صلوات بفرستيد. عابري كه رد مي‌شود، مي‌گويد نخريد خيانت است، دزدي است و رد مي‌شود. خوشحال مي‌شويم، اما گويي اين حرف اثري ندارد و چند نفر دي‌وي‌دي سنتوري را كه با عكس‌هاي زيباي فيلم از <گلشيفته فراهاني> و <بهرام رادان> تزيين شده مي‌خرند و اين موضوع قطعيت مي‌يابد كه فروش تقريبي قاچاق اين فيلم در كمتر از 2، 3 روز مي‌تواند 150 تا 200 ميليون تومان باشد؛ ثروتي كه هم از فروش هر نسخه آن به قيمت 50، 60 هزار تومان به تكثيركننده‌هاي مختلف در سراسر شهر به دست مي‌آيد و هم درصدي از فروش‌هاي آن از تك‌تك نسخه‌هاي قاچاق در اختيار فروشندگان اصلي پديد مي‌آيد. اين قيمت را فروشنده جواني مي‌گويد كه دي‌وي‌دي سنتوري را مي‌فروشد. از همه اينها كه بگذريم اين سوال مطرح است: اين نسخه از كجا آمده است؟ نسخه‌اي كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است، هم با نسخه‌اي كه قرار بوده به نمايش عمومي درآيد. نسخه‌اي كه كامل است، هم صحنه ورود علي بلورچي را به مجلس روضه مادرش به‌طور كامل دارد، هم صحنه‌اي را كه در آن خانه هيچ مدادي پيدا نمي‌شود. هم ترانه‌هاي چاووشي را با صداي خودش دارد،هم آن ترانه‌هايي را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است. هم صحنه‌ها بدون برش‌هايي استكه در جشنواره از سوي مهرجويي به عنوان تدوين متفاوت اعلا‌م شد. نسخه قاچاق سنتوري كيفيت بالا‌تري دارد صاف مثل آينه است، صداي آن نيز شفاف پخش مي‌شود. لب‌خواني بهرام رادان با صداي چاووشي خوب درآمده است؛ مثل نواختن سنتور توسط او. شايد به خاطر همين نكته‌ها بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را در جشنواره بيست‌وپنجم از آن خود كند. اين فيلم كه به صورت قاچاق پخش شده يكدست است و سر راست. تكه‌تكه نيست مثل فيلمي كه در جشنواره پارسال ديديم و البته همان هم خيلي خوب بود. نمي‌دانيم آيا اين همان فيلمي است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته، يا همان نسخه‌اي است كه در لس‌آنجلس به نمايش درآمده؟ نمي‌دانيم آيا اين يكي از همان 50 نسخه‌اي است كه در اختيار سينماها براي اكران قرار گرفته يا از روي اينترنت دانلود شده است.نمي‌دانيم چطور شد كه اين همه تمهيداتي كه پخش‌كننده فيلم براي جلوگيري از قاچاق در نظر گرفته بود، مثل كدگذاري كپي‌هاي 35 و استفاده از كپي 35 فيلم و... چگونه دور زده شد؟نمي‌دانيم كه دي‌وي‌دي اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زماني كه قرار بود به نمايش عمومي درآيد، درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطه‌اي ميان اين زمان‌هاست؟

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

فیلم بودا از شرم فرو ریخت ساخته حنا مخملباف برنده "جایزه صلح" از جشنواره برلین 2008 شد. جایزه صلح از جوایز ویژه جشنواره برلین است که هر ساله از طرف داوران بخش های مختلف جشنواره برلین، تنها به یک فیلم سینمایی تعلق می گیرد. این هفتمین جایزه بین المللی است که فیلم بودا در طی ماه های اخیر برای سینمای ایران به ارمغان آورده است.

حنا مخملباف که قرار بود روز یکشنبه برای اکران فیلم بودا از برلین به اسپانیا برود به دلیل درخواست مسئولین جشنواره برلین برای گفت و گو های مطبوعاتی پس از دریافت "جایزه صلح" سفر خود را یک روز به تعویق انداخت.

فیلم بودا یکی از پنج کاندیدای اصلی اسکار آسیاست که نتیجه نهایی آن در ماه مارس در هنگ کنگ اعلام می شود. در حال حاضر فیلم بودا در 45 سالن سینما در کشور فرانسه بر روی پرده نمایش می باشد.

پرسش ها و پاسخ های همیشگی

 

از سایت خانه فیلم مخملباف این سوال ها به صورت مکرر و فراوان پرسیده می شود. برای پرهیز از اتلاف وقت پرسشگر و پاسخ دهنده در پایین قسمت صفحه خبر ماهانه این سایت، سوال ها و جواب ها آمده است، تا پرسشگران به این صفحه ارجا داده شوند و سوال ها و جواب های تکراری جدید بعدی نیز به همین بخش افزوده شود.

1- سوال: مایلیم یکی از فیلم های شما را در کشور خود برای علاقمندان به نمایش در آوریم. از کجا می توانیم آن ها را تهیه کنیم؟


جواب: معمولا این فیلم ها پخش کننده بین المللی دارند. به نام فیلم مورد علاقه تان در بخش Movie همین سایت مراجعه کنید. نام پخش کننده بین المللی را برای تماس خواهید یافت.
پخش کنندگان بین المللی کپی فیلم ها را صرفا در اختیار جشنواره ها و شرکت ها ی ثبت شده کشورها قرار خواهند داد.
برای فیلم هایی که نام پخش کننده بین المللی را در صفحه مربوطه ندارند، بایستی به تهیه کننده ایرانی آن مراجعه کرد.

2- سوال: علاقمندیم کپی VHS یا DVD بعضی از فیلم های شما را داشته باشیم به کجا باید مراجعه کنیم؟


جواب: در ایران موسسه رسانه های تصویری و حوزه هنری کپی VHS و یا CD حدود ده فیلم از خانه فیلم مخملباف را منتشر کرده اند.
در خارج از ایران در کشور فرانسه DVD فیلم های سلام سینما، گبه، نون و گلدون، سکوت، قندهار، سیب، تخته سیاه، پنج عصر، یازده سپتامبر، روزی که زن شدم منتشر شده اند.
برخی از همین فیلم ها در آمریکا و انگلیس به صورت DVD با زیرنویس انگلیسی و در ژاپن با زیرنویس ژاپنی منتشر شده اند.

3- سوال: علاقمندم بعضی از کتاب های شما را داشته باشم. به کجا باید مراجعه کنم؟


جواب: در همین سایت، زیر نام اشخاص در بخش Book نام کتابها آمده است. در بخش کتاب ها نام ناشر را می یابید. اما برخی از این کتاب ها نا یابند. به همین منظور در همین سایت، در بخش هر کتاب زیر عنوان A part of book بخش هایی یا همه کتاب قرار داده شده است.حتی متن یکی از این کتاب ها "بودا در افغانستان تخریب نشد از شرم فرو ریخت" به پنج زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، بوسنیایی در همین سایت وجود دارد. رفته رفته سعی خواهیم کرد لا اقل متن فارسی کامل همه کتاب های خانه فیلم مخملباف که علاقمندان بیشتری دارند را روی این سایت قرار دهیم.

4- سوال: من مایلم عکس هایی از فیلم های شما را داشته باشم، از کجا می توانم این عکس ها را تهیه کنم؟


جواب: به همین سایت زیر عنوان هر فیلم، به بخش گالری مراجعه شود. می توانید عکس ها را با کیفیت بالا از سایز کوچک تا بزرگ آن را پرینت یا کپی کنید.

5- سوال: من علاقمندم در مدرسه فیلم مخملباف درس بخوانم، کجا باید ثبت نام کنم؟


جواب: مدرسه فیلم مخملباف فقط برای یک دوره چند ساله فعال بود.

6- سوال: می خواهم فیلمساز شوم. قبل از آن باید سینما را بیاموزم. توصیه شما چیست؟


جواب: از بین آموزش در یک دانشکده سینمایی و یا ساختن فیلم با دوربین دیجیتال ما راه دوم را ترجیح می دهیم، چرا که این راه کوتاه تر و عملی تری است و چنانچه استعدادی در شما وجود داشته باشد زودتر معلوم می شود. دانشکده های سینمایی بیشتر معرفت عمومی شما را نسبت به سینما بالا می برند و کمتر به شکوفایی استعداد شما کمک می کنند. هر چند که برای علاقمندان جدی سینما، دانشکده های سینمایی فضای عمومی آشنایی با کار را فرا هم می کنند. شما را در کنار علاقمندان دیگر و مطلعین از سینما قرار می دهند. چنانچه در محله شما آموزشگاه مناسبی وجود داشته باشد ظرف دو سه ماه آشنایی های اولیه را برای شروع کار خواهید یافت. سینما رفته رفته از طریق امکانات دیجیتال به یک قلم ساده مبدل می شود. روز به روز اهمیت تکنیک در سینما کمتر می شود و به خلاف آن اهمیت خلاقیت هنری بیشتر خواهد شد. دوربینی که شما در اختیار دارید امروزه کم اهمیت تر از هنر شماست. مارکز می تواند رمان هایش را با یک مداد معمولی که کودکان کلاس اولی هم در کیف شان داردند بنویسد، همان طور که شما می توانید با یک دوربین خانگی معمولی فیلم بسازید، آنچه را باید در خود بیابید و تقویت کنید یک نگاه تازه و عمیق هست که از درد و رویاهای مشترک بشری حرف بزند. در این صورت درد و رویای شما، درد و رویای همگان خواهد بود و به زبان یک نسل، یک ملت یا بشریت تبدیل می شوید. دوربین دیجیتال به شما کمک می کند که اگر استعداد این کار را ندارید، زودتر متوجه شوید و آینده خود را در کار دیگری جستجو کنید.
درس های مدرسه فیلم مخملباف با این دو شعر آغاز شد:
1- آب کم جو، تشنگی آور به دست
تا بجوشد آب از بالا و پست.
2- کار نیکو کردن از پر کردن است.

7- سوال: می خواهم بازیگر شوم.


جواب: کارگردان های سینمای ایران دو دسته اند.
دسته اول: آن ها که با نا بازیگران کار می کنند. این فیلمسازان معمولاً به سراغ کسانی می روند که ای بسا هیچ علاقه ای هم به بازیگری در سینما ندارند. اما کاراکتر شخصی آن ها، برای ایفای یک نقش و معمولاً آن هم برای یک بار مناسب است و چه بسا سوژه فیلم و بازیگر یک جا در مقابل این نوع فیلمسازان ظاهر می شوند. پس طبیعتاً برای علاقمندان به بازیگری این نوع سینما نمی تواند کمکی باشد و مراجعه به آن ها اتلاف وقت هر دو طرف است.
دسته دوم: آن ها که با بازیگران حرفه ای کار می کنند. این فیلمسازان نیز دو دسته اند:
الف- آن ها که به سراغ بازیگرانی می روند که معمولاً در فیلم های دیگران درخشیده اند. (مراجعه به آن ها برای هر دو طرف اتلاف وقت است.)
ب- آن ها که به دنبال کشف استعدادهای تازه در بازیگری هستند. این استعدادهای تازه گاهی در آزمون های بازیگری که قبل از هر فیلم تشکیل می شود یافت می شود و گاهی نیز از بین بازیگران تئاتر.
پس یا وارد یک گروه تئاتری شوید و اصول اولیه بازیگری را در تئاتر تجربه کنید.
یا در آزمون هایی که کارگردان ها گه گاه برای انتخاب بازیگر فیلم بعدی خود برگزار می کنند، شرکت کنید. (خانه فیلم مخملباف معمولاً برای بعضی از فیلم های خود در کشور هایی که فیلم می سازد، این آزمون را برگذار کرده و می کند. از طریق صفحه خبر همین سایت لا اقل سالی یک بار با این موضوع برخورد خواهید کرد.)

نکته آخر درباره بازیگری:

فراموش نکنید که تعداد علاقمندان به بازیگری در ایران آنقدر بالاست که تولیدات سینمایی کره زمین نیز جوابگوی این همه علاقه نیست. در کره زمین حد اکثر سالی 3000 فیلم سینمایی ساخته می شود و در ایران سالی حدود 60 تا 80 فیلم سینمایی. در حالی که تعداد علاقمندان به بازیگری در ایران ده ها هزار تخمین زده می شود. ما همیشه نگران سرخوردگی علاقمندانی هستیم که در این عدم تناسب عرضه و تقاضا شکست می خورند. طبیعی است که اکثریت محروم می مانند.

8- سوال: من مایلم در خانه فیلم مخملباف کار کنم.


جواب: خانه فیلم مخملباف نامی است که یک خانواده بر فعالیت های خود گذشته اند. هر گاه که فیلمی شروع می شود، تعدادی از همکاران حرفه ای سینما برای یک دوره دو ماهه با این خانواده همراه می شوند و در همان محل فیلمبرداری تعدادی همکار محلی که هر کدام در زمینه ای تخصص دارند، به مدت دو ماه با این خانواده همکاری می کنند. پس از پایان فیلم برداری دوباره خانه فیلم مخملباف چیزی جز همان خانواده نیست.

9- سوال: من مایلم فیلمنامه نویس شوم، توصیه شما چیست؟


جواب: همین الان قلم را بردارید و درباره چیزی که علاقه دارید و با آن آشنا هستید یک فیلمنامه بنویسید. اگر به خودتان گفتید: (باشد بعداً خواهم نوشت) بدانید که در این امر جدی نیستید.
اگر شما کوچک ترین وقتی را که به دست می آورید به دوستتان زنگ می زنید یا به مهمانی می روید، شما اهل آداب و معاشرت هستید. اگر در هر فرصتی کتابی را برمی دارید که بخوانید، شما اهل مطالعه اید. اگر به سینما می روید و یا فیلم می بینید، شما تماشاچی هستید. اما اگر در هر فرصتی فوری قلم را برمی دارید و درباره آنچه در ذهنتان دارید و یا آنچه در پیرامونتان می گذرد مطلبی می نویسید، شما نویسنده اید و اگر آنچه می نویسید، فیلمنامه است، شما فیلمنامه نویسید. اما این که این فیلمنامه ای که می نویسید، چه عمقی دارد، بستگی دارد به عمقی که شما دارید. این که چقدر بشری است، بستگی دارد به این که چقدر دغدغه های شما شخصی نیست و بشری است.
ضمناً کتاب های راهنمای فیلمنامه نویسی و خواندن و فیلمنامه های دیگران می تواند چیز هایی را به شما بیاموزد.
کتاب های صد سال سینما صد فیلمنامه که آثار کلاسیک در زمینه فیلمنامه نویسی است از نشرنی به همین منظور منتشر شده است.
در همین سایت نیز تعدادی از فیلمنامه های خانه فیلم مخملباف به فارسی یا انگلیسی قرار داده شده است.

10- سوال: فیلمنامه ای نوشته ام و مایلم که یکی از اعضای خانه فیلم مخملباف آن را بسازد.


جواب: اعضای خانه فیلم مخملباف معمولاً از تجربیات زندگی خود یا آنچه در پیرامونشان اتفاق می افتد و یا در جهان معاصر موضوعی جدی است فیلم می سازند. ابتدا موضوعی آن ها را متاثر و علاقمند می کند. بعد آن ها حول آن موضوع مطالعه می کنند. چنانچه آن موضوع در شهری یا کشوری غیر از شهر و کشور محل اقامت آن ها اتفاق بیفتد به آنجا سفر می کنند و بر اساس مشاهدات در محل فیلمنامه خود را می نویسند.

11- سوال: فیلمنامه ای نوشته ام، آن را بخوانید و مرا راهنمایی کنید:


جواب: اگر در ابتدای راه هستید. راهنمایی های ما برای شما چیزی بیش از راهنمایی هایی که کتاب های آموزشی فیلمنامه نویسی به مبتدیان توصیه می کنند، نیست. اگر هم حرفه ای هستید، ما از خواندن متن دوستان حرفه ای برای جلوگیری از هر نوع سوءتفاهمی در آینده عذر می خواهیم.

12- سوال: علاقمندم با شما مصاحبه کنم. این مصاحبه در مورد یکی از فیلم ها و یا در مورد کارهای تازه شماست.


جواب: روی سایت خانه فیلم مخملباف درباره هر فیلمی به اندازه کافی مصاحبه از سازنده هر فیلم وجود دارد که می تواند، پاسخگوی سوالات شما باشد. معمولاً کارگردان هر فیلم با اولین حضور فیلم در یک جشنواره بین المللی در آنجا چندین روز پی در پی را به گقتگو های مطبوعاتی در باره آن فیلم اختصاص می دهد، و یکی دو نمونه از آن مصاحبه ها در همین وب سایت قرار می گیرد و پس از آن کارگردان درگیر فیلم بعدی خود می شود.
در مورد اخبار تازه، بخش خبر سایت خانه فیلم مخملباف در اول هر ماه میلادی اخبار تازه را به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می کند.

13-س: محسن مخملباف در مهر ماه سال 1383 به کشور تاجیکستان رفت و فیلم سکس و فلسفه را در انجا ساخت،.بعد به کشور هند رفت و فیلم فریاد مورچه ها را ساخت ،پیش از این نیز برای ساخت چند فیلم در افغانستان اقامت کرده بود.ایا در اینده نیز چنین خواهد بود؟ چرا دیکر در ایران فیلم نمی سازید؟ایا ایران را ترک کرده اید؟

ج:زندگی ما معمو لا در حوالی لوکیشن فیلم ها یمان جاری است.از زمانی که شروع به نوشتن فیلمنامه می کنیم در همان محلی که سوژه اتفاق می افتد یا قرار است فیلم ساخته شود، زندگی می کنیم ، تا شرایط سوژه فیلم را بهتردرک کنیم و به عبارتی سوژه را درونی کنیم.
تقریبا در مورد هر فیلم از زمان نوشتن فیلمنامه و دوران تدارک و فیلمبرداری حدود 6 ماه از عمر ما در کشوری صرف می شود که قرار است فیلمی در ان متولد شود.
این یک نوع اوارگی هنری خود خواسته است ، برای پرهیز از فشار سانسور در کشور ایران و یا علاقه به ساختن سوژه های بشری که در جایی غیراز ایران اتفاق می افتند. عمر کوتاه است و نمی توان مثلا یک دهه را به انتظار نشست و عمر را تلف کرد تا اوضاع برای فیلم سازی در کشور خودمان مناسب ترشود.

14- س:اگرقرار بود در کشوری اقامت بیشتری داشته باشید کجا را ترجیح می دادید؟

ج:در وهله اول ایران.اما نه به هر قیمتی.من یک فیلم سازم، چنانچه زیستن در ایران مساوی با فیلم نساحتن باشد،من بین ایران و فیلمسازی دومی را انتحاب می کنم.البته به قول ناپلئون(هرگز نگو هرگز) من نمی خواهم بگویم که دیگر در ایران فیلم نخواهم ساخت، بلکه می گویم واقعا هر کجا شرایط مناسبتری برای خلاقیت هنری فراهم باشد، من انجا را ترجیح می دهم.آن هم برای کار و نه زندگی.چه حوصله ای می خواهد این زندگی مکررو ملال آور.که هر روزش چیزی نیست جز تماشای بازگشت به قهقراهای تاریخی جوامع بشری.

15- س:در جشنواره دوشنبه تاجیکستان بحثی را مطرح کردید به عنوان سینماگران بدون مرز.آیا شما خودتان ازسینماگران بدون مرزید؟

ج: سینماگر بدون مرز چیز عجیب و غریبی نیست.اسمی است شبیه پزشکان بدون مرز. وقتی می شود برای نجات زخمی شدگان یک جنگ، بدون در نطر گرفتن ملیت پزشک و بیمار به مداوا پرداخت،چرا نتوان با عنوان فیلمساز بدون مرز به دردهای عام بشری پرداخت؟
سینما از همان ابتدای پیدایشش مرزهای جغرافیایی را در هم شکست. برادران لومیر فرانسوی بودند اما سینمایی را که سا ختند، تنهافرانسوی نماند و جهانی شد.
امروزه تصور مردم کشورهای مختلف بیش از این که ناشی از مسافرت به کشورهمدیگر بوده باشد، ناشی از تصاویر سینماست.هر کس کافی است لیست کشور های موجود در کره زمین را پیش روی بگذارد و از خود بپرسد در باره هر یک از ان کشور ها جز نام چه می داند. ملت ها یی که بیش از یک نام در باره ان ها می دانیم ،عمدتا ان هایی هستند که از ایشان احتمالا فیلمی دیده ایم.ملل مختلف روح ملی همدیگر را از ورای تصاویر سینمای مولف درک می کنند.
بحث سینماگران بدون مرز از این جا پیش می اید که غلیرغم ان که در کره زمین بیش از200 کشور و هزاران زبان و فرهنگ وجود دارد ، ولی سینمای غالب که 90 در صد سالن های سینمای جهان را در اشغال خود در آورده است، سینمای هالیود است.
تحت سیطره اقتصادی- تبلیغاتی هالیود، نه تنها سینمای هنری و مولف که حتی سینمای ملی بسیاری از کشورها از بین رفته است و بسیاری از ملل بی تصویر مانده اند.
فیلمسازان دیگری هستند که به دلیل سانسور از کشورشان مهاجرت کرده اند.این فیلم سازان نمی توانند یکی دو دهه از عمرشان را در انتظار بنشینند تا مردان سانسور کشورشان سر عقل بیایند و بدانند که سانسورراه حل مسائل نیست.
این فیلم سازان می توانند در شرایط مناسب دیگری آثار خود را خلق کنند.حتی این آثار به مرور زمان به دست هموطنان این فیلمسازان نیز خواهد رسید. اما اگر ان ها در کشورشان بمانند، هیچ اثری را نمی توانند خلق کنند.
نکته دیگر مسئله نگاه است. در گذشته بسیاری از مستشرقین که بیش تر از کشورهای غربی بوده اند، به کشورهای شرقی می آمده اند و فیلم مستند یا فیلم سینمایی می ساخته اند و یا کتاب می نوشته اند.چرا این حرکت از سوی شرق به غرب یااز خود شرق به شرق نباشد؟
این بحث هم چنان می تواند کمک کند به شکستن یک تابو که از نقد برخی از منتقدین یک سو نگر ایجاد شده است که هر فیلم سازی فقط لیاقت دارد تا در کشور خودش فیلم بسازد. اگر این تز درست می بود و تارکوفسکی هم ان را پذیرفته بو،د شاهکاری چون نوستالژیا از یک فیلم ساز روسی در ایتالیا چگونه خلق می شد؟ وآیا سینما از داشتن فیلم های کیسلوفسکی که اکثرا در مهاجرت ساخته شده، محروم نمی ماند.




*****

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

حنا مخملباف فیلمساز 19 ساله کشور ایران که با فیلم بودا از شرم فرو ریخت در بخش جنریشن جشنواره برلین حضور یافته بود، برنده جایزه "خرس کریستال" به عنوان بهترین فیلم از جشنواره برلین شد. جایزه خرس برلین هشتمین جایزه برای فیلم بودا و یازدهمین جایزه بین المللی برای حنا مخملباف است.

حنا مخملباف به هنگام دریافت این جایزه گفت:" متشکرم. از دریافت این جایزه هیجان زده و خوشحال هستم. باز هم تشکر.اما می خواهم از این فرصت استفاده کنم و نکته عمیق تری را یادآوری کنم. در همین لحظه ای که من این جایزه را می گیرم ، خیلی ها در جهان شب ها گرسنه می خوابند. خیلی از روشنفکران به خاطر افکار متفاوتشان ، در زندان ها به سر می برند. و خیلی از کودکان به خاطر جنگ ها آواره اند. آیا این فیلم ها و این جوایز در نهایت روزی به معنی اصلی خود می رسند و به گرسنگی، زندان و جنگ خاتمه می دهند؟ من در رویای آن روز فیلم می سازم."

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه‌اي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد: نمي‌توانيم با اطمينان بگوييم، فيلم "سنتوري" از چه مرحله‌اي وارد عرصه‌ي قاچاق شده است، اما در هر حال مسئوليت اين ماجرا با شخص تهيه‌كننده فيلم است. محمود اربابي درپي عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق فيلم "سنتوري" اعلام كرد كه به هر حال فيلم‌ها براي آماده‌سازي براي نمايش در اختيار آدم‌هاي مختلفي قرار مي‌گيرد، به همين دليل اظهار نظر كه مشخصا از كجا اين فيلم درآمده است، سخت است.
وي توضيح داد: فيلم "سنتوري" قبل و بعد از نمايش درجشنواره‌ي فيلم فجر در اختيار تهيه‌كننده بوده است و بارها از اداره نظارت مشخصا خود بنده مستقيما با تهيه‌كننده در ارتباط بودم ـ با توجه به ماده 5 كه فعلا صلاح نيست فيلم اكران شود ـ مرتبا از آن‌ها مي‌خواستم مراقبت‌هاي لازم را از نسخه‌ي فيلم انجام بدهند.
او با اشاره به نمايش‌هاي بدون مجوز اين فيلم طي يك‌سال گذشته در جشنواره‌هاي مختلفي چون "پوسان"،‌ "ژاپن" و نمايش عمومي از يك ماه قبل در آمريكا، ادامه داد: تهيه‌كننده خود مسئوليت آن را بر عهده داشته و هر بار كه ما متوجه اين كار غيرقانوني مي‌شديم به آن‌ها اطلاع مي‌داديم كه اين فيلم براي خروج از كشور بايد پروانه نمايش خارجي از اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد بگيرد.
اربابي توضيح داد: "سنتوري" در برهه‌اي زماني پروانه نمايش داخلي داشت، اما براي خروج از كشور بايد پروانه مي‌گرفت، همه‌ي اين مراحل نشان اين است كه فيلم به شكل طبيعي مورد سرقت قرار گرفته است و تهيه‌كننده نمي‌دانم به چه دلايلي موضوع نمايش خارجي اين فيلم را با ما پيگيري نكرده است؟!
اربابي درباره‌ي پيگيري‌هاي انجام شده توسط اين اداره نظارت و ارزشيابي براي جلوگيري از نمايش غيرقانوني فيلم توضيح داد: روزي كه اطلاع يافته‌ايم فيلم در سايت خارجي دانلود شده است، تمام تلاش خود را انجام داديم كه اين سايت‌ از نظر قانوني فيلتر بشود و از طريق مراجع قانوني در سطح شهر اين سي‌دي غيرمجاز جمع‌آوري شود.
اربابي درباره‌ي پيشنهاد داريوش مهرجويي پيرامون نمايش عمومي اين فيلم در اين روزها به ايسنا گفت: اينكه اين فيلم در اين شرايط به اكران عمومي درآيد، دليل منطقي نيست و ما نمي‌توانيم منفعل عمل كنيم، اما از روز اول به تهيه‌كننده فيلم اعلام كرده بوديم با توجه به اينكه شما از لحاظ مالي دچار مشكلاتي خواهيد شد، رايزني‌هايي براي جبران خسارات انجام خواهيم داد، اما آن‌ها ترجيح دادند صبر كنند تا فرصت اكران فيلم فراهم شود.
او در عين حال خاطرنشان كرد: گزينه مطرح شده بابت نمايش عمومي "سنتوري" در اين شرايط ربطي به اداره نظارت و ارزشيابي ندارد و بايد از طريق معاونت سينمايي اين درخواست پيگيري شود.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

بالاخره انتظارها سر آمد و کسانی که از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر تا امروز منتظر تکرار تجربه دیدن "سنتوری" بودند یا می‌خواستند ببینند بهرام رادان برای بازی در چه نقشی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را از برده، به آرزوی خود رسیدند؛ ولی متاسفانه نه روی پرده عریض سینما بلکه در قاب کوچک تلویزیون آن هم به نحوست ورود CD غیرقانونی فیلم به بازار.
گذشت یکسال از ماجراهای "سنتوری" و رسیدن به این پایان تلخ شاید بتواند تحلیلی معقولانه‌تر از این روند ترسیم کند. "سنتوری" با همه حاشیه‌هایی که داشت، در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و بنا بر ملاحظاتی چون ایام محرم چند ترانه و سکانس از فیلم حذف شد، با این وعده از سوی داریوش مهرجویی در نشست مطبوعاتی فیلم که این حذف‌ها در اکران عمومی لحاظ نمی‌شود.
فیلم توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند و در جشنواره بی‌ستاره گذشته بدل به فیلم محبوب بسیاری شود. اهداء سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد به بهرام رادان برای بازی در نقش علی سنتوری، ارزش‌های هنری فیلم را بالا برد و به نظر انتظار معقولانه‌ای می‌آمد که مردم و علاقمندان منتظر اکران عمومی فیلم در سال پیش رو باشند.
از همان زمان مسئله مجوز نداشتن محسن چاووشی که ترانه و صدایش تأثیری انکارنکردنی در موفقیت فیلم داشت، هاله‌هایی ابهام برانگیز پیرامون سرنوشت فیلم ایجاد کرده بود. در ماههای ابتدایی سال 86 رایزنی تهیه‌کننده و پخش‌کننده فیلم برای دریافت مجوز ادامه پیدا کرد تا اینکه خبر بازخوانی ترانه‌های فیلم توسط بهرام رادان منتشر و قرار شد نسخه نمایش داده شده در جشنواره با همان ترانه‌ها اما صدای رادان به شورای صدور پروانه نمایش ارسال و تکلیف اکران آن مشخص ‌شود.
در حالی که در همین ایام معضل قاچاق فیلم‌های ایرانی در حال اکران به اوج خود رسیده بود، مصطفی شایسته پخش‌کننده فیلم برای جلوگیری از تکثیر غیرمجاز "سنتوری" در زمان اکران عمومی تمهیداتی سنجید که از آن جمله می‌توان به استفاده از کپی 35 فیلم، ممانعت از دادن کپی فیلم روی سی دی و دی وی دی، کدگذاری کپی‌های 35 و ... اشاره کرد.
اتفاق مهم نزدیک به وقوع بود... در حالی که محمدرضا شریفی‌نیا در حال ساخت آنونس فیلم و طراحی پوستر و ... بود تا فیلم از چهارشنبه سوم مرداد در گروه سینمایی قدس به نمایش عمومی درآید، از یکی دو روز قبل ابهام‌ها و پچپچه‌ها درباره جلوگیری از اکران "سنتوری" جدیتر شد و بالاخره "محاکمه" ایرج قادری به طور موقت جای "سنتوری" را گرفت که پروانه نمایش از شورای نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی وزارت ارشاد دریافت کرده بود.
از همان روزها فرامرز فرازمند تهیه‌کننده فیلم به حک و اصلاح فراوان و امروز و فرداکردن‌های مکرر، جلوگیری از اکران فیلم آن هم سه روز مانده به نمایش عمومی اعتراض کرد. ولی این اعتراض‌ها نه پاسخی صریح در پی داشت و نه پیامدی مثبت برای فیلم. تهیه‌کننده و کارگردان فیلم حتی برای آنکه حساسیت‌های پیرامون "سنتوری" کمتر شود، پس از رایزنی با مسئولین بلندپایه ارشاد ترجیح دادند از حضور آن در جشن خانه سینما انصراف دهند. هر چند حضور "سنتوری" در جشن خانه سینما به دلیل آنکه مجوز نمایش عمومی داشت، بلامانع اعلام شده بود.
فرامرز فرازمند در یکی از آخرین اظهار نظرهای خود در مهرماه گذشته اعلام کرده بود در صورت نظر مساعد مسئولان وزارت ارشاد و معاونت سینمایی حاضر به اکران "سنتوری" در هر زمانی است و از مصون ماندن فیلم از خطر قاچاق و ورود غیرقانونی به بازار دستفروشان اظهار خرسندی کرده بود. اما اتفاقات چند ماه آتی او را از این خوشبینی خارج کرد تا نه به اکران فیلم دلخوش کند و نه به اقدامات امنیتی برای قاچاق نشدن فیلم!
فیلم جنجالی "سنتوری" با سرنوشتی مبهم در ایران، آبان ماه در هشتمین جشنواره فیلمکس توکیو مورد استقبال تماشاگران ژاپنی قرار گرفت. اکران عمومی آن در همین ایام در دبی هم به گونه ای بنا به درخواست تهیه‌کننده فیلم برچیده شد تا ... بلکه هنوز نقطه‌ای روشن برای نمایش عمومی آن در داخل کشور فراهم شود.
اما در همین روزها که بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به پایان رسیده، زمزمه‌های ورود فیلم به بازار قاچاق عینیت پیدا کرد و بالاخره از نسخه قاچاق فیلم رونمایی شد. روندی که در یک مرور کوتاه، فقدان حضور یک تفکر مرکزی که به صلاح و مصلحت سینمای ایران فکر کند، در شکل‌گیری آن برجسته می‌شود.
اگر فیلم "سنتوری" به اکران عمومی درمی‌آمد، آسیبی که به فرهنگ و سینمای کشور وارد می‌شد بیشتر از وجهه و چهره تخریبی بود که امروز سینمای ایران با این روند سئوال‌برانگیز پیدا کرده است؟ آیا فیلم "300" با همین حاشیه‌سازی‌ها و برخوردهای غیرمسئولانه بدل به پرفروشترین سی دی قاچاق در همین سال نشد؟
سی دی های غیرمجاز فیلم "سنتوری" که به بازار راه پیدا کرده هر چند اصل نیست، ولی کیفیتی خوب و زیرنویس انگلیسی دارد و نسخه‌ای کاملتر نسبت به نسخه‌ای است که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. از جمله چند ترانه و سکانس‌های رویارویی علی (بهرام رادان) با مادرش (رویا تیموریان) که یک زن مذهبی است، بخش‌های کامل‌کننده فیلم هستند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |

فرامرز فرازمند از كشف هزار و چهارصد سي‌دي قاچاق فيلم «سنتوري» خبر داد. فرامرز فرازمند تهيه‌كننده فيلم سينمايي «سنتوري» اظهار داشت:امروز صبح يكي از پخش‌كنندگاني كه 1400 نسخه از فيلم را چاپ كرده دستگير شده است. وي ادامه داد: پيش از اين نيز هميشه پخش غير مجاز فيلم را تهديد مي‌كرد. نسخه غير مجاز فيلم زيرنويس انگليسي دارد كه براي ما خيلي عجيب است ،ضمن اينكه نسخه كامل فيلم است.
اين تهيه‌كننده سينما  گفت: خيلي‌ها تماس مي‌گيرند و مي‌گويند فيلم را ديده‌اند و ابراز خوشحالي‌ هم مي‌كنند ولي چه فايده‌اي دارد وقتي يك فيلم ملي سوخته شده است.من حتي دوست ندارم اين سي‌دي‌‌ها را ببنيم كه چطوري است.
وي افزود:هيچ كاري،از دست من بر نمي‌آيد،يك فيلم ملي را سوزاندند،فيلمي كه مي‌توانست روي پرده اكران سينما برود و راجع به آن بحث و نقد شود.
فرازمند گفت: چقدر در طول اين مدت گفتند كه سي‌دي فيلم آمده و مردم هم خريدند و ديدند كه قلابي است، اين‌ها زنگ خطري بود كه مواظب فيلم باشيد،ما هم تمام تلاشمان معطوف به حفظ فيلم بود.اما وقتي يك فيلم مورد توجه قرار مي‌گيرد ،مردم كنجكاو مي‌شوند كه بدانند كه چطور فيلمي است.
وي ادامه داد: اين مسئله خيلي بر خورده است كه فيلمي كه برايش زحمت كشيد‌ه‌ايد را يك عده براحتي نابود كنند،حالا مسئله مالي‌اش به كنار.
فرازمند در ادامه به فارس گفت: مهرجويي هم از اين اتفاق ناراحت است كه با اين همه زحمت،فيلمش به چنين روزي افتاده است.حتي بك نفر هم نيست كه يك دلجويي از او كند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعتتوسط سینماگران ایران | |